تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : فاطیما


حرف های دلتنگی

این متن توهین به کسی نیست
این متن توهین به کسی نیست سیاسی هم نیست فقط بیانگر بیماری فرهنگی است …. فکر کنیم شاید این فکر کردن مقدمه تغییر باشد.
به امید آن روز
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
قبول کنیم که هر ماجرایی از اتفاقی کوچک شروع میشود.همانگونه که آتش یک خرمن از یک جرقه کوچک
بیاییم تغییرات را از خودمان شروع کنیم تا این تغییرات کوچک خانواده و محله و جامعه مان تغییر یابد و اصلاح شود.
به دنبال اصلاح بالا دست ها هم نباشیم که بالا دست ها ازبی آگاهی و اصلاح نشدن تک تک ما سوء استفاده میکنند.
اگر فرهنگ و طرز فکر جامعه اصلاح شود بالا دست ها هم راهی جز اصلاح یا تغییر نگرش و یا رفتن نخواهند داشت.
اما کارهایی که اگر انجام دهیم میتوانیم تغییر را شروع کنیم.
اول : : دین و مذهب راهی برای نزدیکی به خدا ست نه ابزاری برای کسب و کار
دوم : قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانمان را ببندیم و تا بیست بشمریم.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستیم.
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : هنگام رانندگی به جای توجه به فاصله ی خالی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان و به رعایت فاصله با خودروی جلو توجه کنیم .
ششم : اگر کارمند اداره ای هستیم باور داشته باشیم که فقط کارمند یا مسوول هستیم نه اینکه پست مان محلی برای سوء استفاده های شخصی و فامیلی و گروهی
هفتم : بفهمیم که زرنگی ضایع کردن حق دیگران نیست بلکه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم که اگر صاحب یک بوتیک هستیم شغل ما بوتیک دار است یا اگر راننده تاکسی هستیم شغل ما راننده است .
نهم : برای گرم نگه داشتن یک جمع صمیمی دوستانه راههای دیگری هم برای شادی و خندیدن به جز تمسخر و غیبت و تهمت زدن به دیگران وجود دارد
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.



تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 | 07:25 ب.ظ | نویسنده : فاطیما

همچنین یکی از معروف‌ترین غزل‌هائی‌که سایه(هوشنگ ابتهاج) درباره‌ی شهریار ساخته بود، غزل معروف «‌شهریارا تو بمان‌» بود که در زیر، خود شعر و جواب شهریار به آن آورده می‌شود:

با من بی‏کس تنها شده یارا تو بمان                           همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی‌ام
                           تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
                         بنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
                       دل ما خوش بفریبی است‌، غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق‌، پریشانی رفت
                         به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
                             پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان
«‌سایه‌» در پای تو چون موج دمی زارگریست
                           که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان

و جواب شهریار به این شعر چنین بود:

سایه جان رفتنی استیم بمانیم‌که چه‌؟                      زنده باشیم و همه روضه بخوانیم‌که چه‌؟
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
                   این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه‌؟
خود رسیدیم بجان‌، نقش عزیزی هر روز
                  دوش گیریم و بخاکش برسانیم که چه‌؟
آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
                  بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه‌؟
دور سر هلهله و هاله‌ء شاهین اجل
                  ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه‌؟
کشتئی را که پی غرق شدن ساخته‌اند
                      هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه‌؟
قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز
                   بی ثمر غوره‌ی چشمی بچلانیم که چه‌؟
بدتر از خواستن این لطمه‌ء نتوانستن
                   هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه‌؟
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
                    کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه‌؟
گر رهائی است برای همه خواهید از غرق
                ورنه تنها خودی از لجه رهانیم‌که چه‌؟
قاتل مرغ و خروسیم یکی مان کمتر
                   این همه جان گرامی بستانیم که چه‌؟
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
                       ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه‌؟



تاریخ : شنبه 13 اسفند 1390 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : فاطیما

 

 

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
دوستار تو
بابی

 

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

 

نامه شماره دو

سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی

 

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

 

نامه شماره سه

سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی

 

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

 

نامه شماره چهار

سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی



تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : فاطیما

مبارک باد بر همه عالمیان خجسته سالروز میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین میلاد فرزند شریف و وارث بر حقش امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام

 

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا  -  الأحزاب ۴۰


خداوندِ عالِمِ بر همه چیز، برگزید بر همه چیز، مصطفی (ص) را
همان محمد (ص) را که عبد مطلق هو بود و تنها از او سیراب می‌شد
و رحمتی برای جهانیان بود و تنها سیراب‌گر آنان

هم‌او بود که صعود داده شد به قله قربت الهی تا نزدیکی دو سر یک کمان، و بلکه نزدیکتر
و در آن قربت بی مثالش، تعلیم داده شد هر آنچه را که نمی دانست
تا ندانستنی برایش نماند! همانا فضل ازلی حق تعالی بر او عظیم بود
پس شنید هر آنچه را شنیدنی بود و دید هر آنچه را دیدنی بود
و بدین سان خاتَم و نگینِ حلقه‌ اولیاء و قریبان الهی گشت، و بلکه بود

پس قهراً ختم کرد سلسله رسولان الهی و فرستادگان خداوند به مردم را
چراکه او که بکل از بخل منزه بود، گفت هر آنچه را شنیده بود و نشان داد هر آنچه را دیده بود

البته تا که را یارای شنیدن او باشد و که را تاب دیدن
کسی دستش به آنچه او از خدای تعالی دریافته بود نمی‌رسید الا مطهرون

پس هر کس مکلف شد تا تنها بقدر وسع خودش بشنود و ببیند
الا قلیلی از خواص که خدای تعالی تطهیرشان کرده بود، تطهیر کردنی

صد البته با فرارسیدن نصر الهی مردمان فوج فوج توفیق فراگیری از او به وسع خود را یافتند
ولی مطهرانِ آنان آنچنان قلیل ماندند که همگی به یکباره در حصار عبای او می‌گنجیدند

هم آنها بودند که می‌شنیدند آنچه را او می‌شنید و می‌دیدند آنچه را او می‌دید
پس عالم شدند به علمِ فراگیرِ او و خبیر گشتند به اخبار الهی‌اش

پس با او نور واحد شدند، و اول و آخر و وسطشان همسان و همنام او شد
آنان وارثان بر حق او، و بالطّبع تمامی اولیاء و انبیاء الهی، گشتند

همانا مصداق صادق ایشان امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام بود
که به جعل الهی به سان آباء شریفش خلیفة الله فی الارض بود
با این حال منافقان و دنیاپرستان در حضورش گستاخانه برسر خلافت با یکدگر می‌ستیزیدند
اما این مکاران غافل بودند که خیرالماکرین ظالمین را به دست ظالمین دفع می‌کند
و اینچنین او فرصتی یافت تا سخاوتمندانه از میراث الهی جدّ کریمش (ص) تشنگان را تا ابد سیراب نماید

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا  -  الأحزاب 33

 

 

نظر یاد تون نره



تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | 10:41 ق.ظ | نویسنده : فاطیما

معجزات امام زمان(عج)

امام زمان

قبل از بیان مطلب، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.

محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد:

معجزه، در اصطلاح، این است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.(1)

چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه» نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);(2) ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، كتاب و میزان نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».(3)

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود

حال، با توجّه به این كه جمیع مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولیاى خدا معتقد هستند(4)» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به كتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنیم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.

 

بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:

الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند.

1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل

از امام حسن عسكرى(علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.».

حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.».(5)

چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود(6) و تا روزى كه موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است.

معجزه

2- قرآن خواندن در بدو تولّد

هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسكرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.(7)

3- شفاى مریض لاعلاج

محمّد بن یوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافیه; خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا پیدا كردم و وقتى پزشكان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».(8)

 

هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسكرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد

4- طلا شدن سنگریزه

یكى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیكى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما كه ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى كرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یك سنگ، این قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم كه در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدینه سوال كردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».(9)

5- خبر دادن از غیب

از پسر مهزیار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: «من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(علیه السلام) به وصیّت عمل مى كنم والّا آن را صدقه مى دهم.».

مدّتى در عراق بودم تا این كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بیان كرد و من هم مال را به او دادم.(10)

ب) معجزاتى كه امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.» .(11)

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 

پی نوشت:

1-  آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، ص 3، (به نقل از: إیضاح المراد فى شرح كشف المراد، ص 345، ربانّى گلپایگانى).

2-  الحدید: 25.

3-  بحارالأنوار، ج 11، ص 71.

4-  الإلهیات من شرح المواقف، تحقیق على ربانى گلپایگانى، ص 132.

5-  مدینه المعاجز، سیدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق.

6-  قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علمیه ى اسلامیه، چاپ پنجم، 1407 هـق.

7-  تبصره الولى، سیدهاشم بحرانى، ج 18.

8-  بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول كافى، ج 1، ص 519.

9-  اصول كافى، ج 1، ص 332; مدینه المعاجز، ج 8، ص 71.

10-  الغیبه، شیخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411.

11-  منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312، مكتبه الصدر، چاپ سوم.

بخش مهدویت تبیان



تاریخ : جمعه 30 دی 1390 | 12:18 ب.ظ | نویسنده : فاطیما

 سلام من که وقتی دیدم ناراحت شدم

امید وارم برای شما هم مثل من هشداری باشد



تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1389 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : فاطیما

- داوینچی همزمان با یك دست می نوشت و با یك دست نقاشی می كرد !


2- هیتلر از مكان های بسته وحشت داشت !


3- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !


4- هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !


5- اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !


6- وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید !


7- قلب میگو در سر آن واقع است !


8- ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !


9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است !


10- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند !


11- حس بویایی مورچه با سگ برابری می كند !


12- آیا می دانستید تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !


13- با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد !


14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است !


15- زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود !


16- در زبان عربی برای كلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !


17- گرانترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !


18-برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست

به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !


19- كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند !


20- فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد !


21- قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !


22- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت !


23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد

در حالی كه جمعیت این كشور 4 میلیون نفر بود !


24- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !


25- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !


26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !


27- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !


28- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !


29- آب دریا بهترین ماسك صورت است !


30- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت !

 !